فرم ورود به سایت
مرا در گوگلپلاس دنبال کنید
صفحه اصلی
شاید شعر باشد، شاید
پاییز به نقل از یک دوست (محمد)
شاید شعر باشد، شاید
پاییز به نقل از یک دوست (محمد)
| نوشته ها - شاید شعر باشد، شاید |
توضیح رو اول میدم!
این مطلب دوستی ست به اسم محمد که از دبیرستان میشناسمش و اتفاقاً متولد پاییز هم هست و به طنز هم علاقه دارد!
(نظرم رو حضوری بهش گفتم و اینجا با اجازه ی خودش انتشار میدم)
او متولد پاییز است
از پس پنجره بیرون را می نگرد، پاییز را
بیرون صدایی بود، شاید صدای خش خش برگ ها زیر پای او
نه این او، آن او!
آن او وسیع است و ناپیدا
آن اویی که با نسیمی آمد و با طوفانی رفت، آنجا
آنجا روشن است، روشن؛ همچون دو چشم سیاه یک عاشق
آنجا دور است و ماورایی، لکن
می سوزاند آنجا را، قطره اشک های این او







سلام!
قشنگ بود
اگه وقت داشتی خوشحال میشم به وبلاگم سربزنی.