فرم ورود به سایت
مرا در گوگلپلاس دنبال کنید
صفحه اصلی
شاید شعر باشد، شاید
شتاب برای هیچ
شاید شعر باشد، شاید
شتاب برای هیچ
| نوشته ها - شاید شعر باشد، شاید |
آرام، آرام، آرام
قدم های محکم
سست می شود
به ردپای گذشته
پشت می شود
آرام، آرام، آرام
صورتک های سرخ
زرد می شود
جوانمرد دیروز
نامرد می شود
آرام، آرام، آرام
نگاه پاک عاشقی
هرز می شود
وحشیگری انسان ها
بی مرز می شود
آرام، آرام، آرام
سکوت درد مردمان
عادت می شود
هضم کلمات زور
راحت می شود
آرام، آرام، آرام
جشن تولد کودکان
عزا می شود
گوشت و استخوان دوستان
غذا می شود
آرام، آرام، آرام
طعم شیرین زندگی
گس می شود
درخت هزار ساله
خس می شود
آرام، آرام، آرام
قلم ها و جوهرها
خشک می شود
بوی مردار دیگران
مشک می شود
آرام، آرام، آرام
زبان صحبت دوستی
مار می شود
حرف ها و پندهای دیروز
تار می شود ...
89/3/10






