شاید شعر باشد، شاید
هر که ادعا کرد، خراب شد
| نوشته ها - شاید شعر باشد، شاید |
چیدن کلمات زیبا کنار یکدیگر
به اسم شعر و فرو بردن به حلق مردم
و ندانستن فرق شعر و جمله
و مفهومی پوچ و کلام و احساسی خفه
و نامیدن حرف ها به شعر و نامیدن خود به شاعر
و افول سنت کهن و نو
و خاطره ی تار شاعران دیروز
و دفاتر سیاه و قلم های شکسته
فشار به مغز برای تراوش احساسی شاعرانه
هزاران کلمه و نداشتن یک شعر ساده
زیبا نیست این سراشیبی تند
و ادعای بزرگ افراد کوچک و خرد
گوش فلک کر شده و کسی را باکی نیست
و خیالی نیست در این همهمه ی هزاران شاعر
نه حرف خود و نه حرف مردم
هیچ حرفی نیست ...
تکرار انبوه کلمات
این است
اشعار امروز این زمانه ...
89/3/5
(مطلب شاید کلی باشه اما منظور کلی نیست! منظور همان عنوان است!)
-
درسته که شاید این روزا خیلی ها می نویسن و خیلیاشون توّهم شاعر بودن دارن ولی بی خیال،
چه اشکالی داره اگه توی دنیای به این بی رحمی با این همه غم با این همه ترس ،با یک دنیا سرخوردگی، گاه گداری قلم دست بگیریم برای رسیدن به اندکی آرامش حتی اگه "توهم نویسندگی و شاعری "داشته باشیم؟
-
ن-شایسته نوشت:درسته که شاید این روزا خیلی ها می نویسن و خیلیاشون توّهم شاعر بودن دارن ولی بی خیال،
چه اشکالی داره اگه توی دنیای به این بی رحمی با این همه غم با این همه ترس ،با یک دنیا سرخوردگی، گاه گداری قلم دست بگیریم برای رسیدن به اندکی آرامش حتی اگه "توهم نویسندگی و شاعری "داشته باشیم؟این مورد اصلا اشکالی نداره. هر نوشته ای که هر کس می نویسه، ارزشمنده.
اما منظور توی اینجا این بود که بعضی وقتا ادعاها و رفتاری دیده میشه، که اصلا جالب نیست. توی بعضی سایت ها و وبلاگ ها آشکاره.
نوشتن، اونم حتی یک خط، به نظرم خیلی خوب و قابل احترامه ...







سلام حامد جان الان نميتونم بخونم و نظرم و در مورد وب بدم اما ممنون كه بهم سر زدي خوشحالم كردي بازم ازين كارا بكن
منم وقتي خوندن وبتو نظرم و برات مينويسم